10 Comments on بهائیت

  1. با سلام علت علاقه بهائیان به امام رضا (ع) چیست و چگونه می‌توان یک فرد بهائی متعصب را به آئین اسلام رهنمون شد؟ با تشکر در صورت امکان جواب را برایم ایمیل بفرمائید.

    • عليكم السلام، راستش در باره علت علاقه آنان به امام رضا عليه السلام چيزي نمي دانم، ولي سعي مي كنم برايتان سئوال كنم.
      در مورد يك بهائي متعصب، بايد بگويم كه: تفاوتي ميان بهائي، وهابي و … در تعصب نيست، چون در بسياري از موارد، تعصب مانع از آن مي شود كه شخص حقيقت را ببيند، ضرب المثل معروفي هست كه مي گه: كسي كه خواب است را مي توان از خواب بيدار كرد، ولي كسي كه خودش را به خواب زده، نه!
      ولي توصيه من به شما اين است كه با رفتار اسلامي و تبليغ رفتاري نه گفتاري او را به سوي آئين اسلامي راهنمايي كنيد. ما بايد از پيامبر و ائمه خود الگو بگيريم، پيامبر وقتي خود خرما خورده بود، كسي را از خرما نهي نكرد. پس ما هم بايد رفتار خود را اصلاح كنيم، سپس ديگران را راهنمايي كنيم.
      كسي كه اشتباهي را مرتكب مي شود نمي تواند ديگران را از آن اشتباه يا امثال آن نهي كند. بهترين راه جذب و راهنمايي، جذب و راهنمايي با رفتار اسلامي شماست…
      موفق و پيروز باشيد…

      • سلام
        موافقم البته نه به طور مطلق ولی برایم جالب است که چنین نظری دادید.

        از اینجا روی سخنم با خانم فاطمه است. شما از کجا فهمیدید “بهائیان” به امام رضا ارادت خاصی دارند؟ تنها امامی که در ایران است امام رضاست. مطمئنید ما به بقیه ائمه ارادت نداریم؟!
        از ما برایتان یک هیولا ساخته اند. “راست را کژ انگاشته اند!”
        خداحافظ

        • دوست عزيز سلام، من در باره شما صحبت نمي كنم، ليكن در احوال بهائيان نخستين كه از اولياي جناب بهاء الله نيز بوده اند، شنيده ام كه مريد عتبات عاليات بوده اند و اصلا دولت عثماني به خاطر همين ارادتي بابيان و بهائيان داشتند، آنان را از عراق تبعيد كرد، البته چه ارادتي، شما كه خوب مي دانيد منظورم چيست؟؟؟

          اگر راستي را ما كژ انگاشته ايم، حاضريم اگر در واقع راست است، اصلاح كنيم، نه اينكه كژي كه راستي به خود نديده را راست كنيم.

          • سلام
            واضح حرف بزن. بازی نده.
            شما از بدایت یک مطلب بدون غرض و پیشداوری با اصول مباحثه یا تحلیل یا … شروع کن. هر طور که واقعا از پایه فرض کردی دینی نداری و توانستی دینی را برگزینی آنجا ببین کدام دین را میپذیری و چرا؟ دوباره تذکره ای طویل اما بی ربط به مطلب من صادر نکن. جواب ندهی به آن شرافت دارد.
            بدرود.

          • سلام علیکم
            دوست عزیز، حرف خودم را به خودم بر نگردان، کدامیک از نوشته های من برای یک متحری حقیقت قابل پذیرش نیست؟
            دوست گرامی، درست است که من از نوشته هایم غرض دارم، و آن روشن شدن حقیقت است نه چیزی دیگر، البته تعصبی در کار نیست و داوری بر عهده شماست.
            آن چه گفتیم یا با تمسک به قرآن کریم است که کتابی آسمانی و مورد تایید شماست یا با تمسک از عقل
            اگر خواستید از خاتمیت بنویسم، البته با بهره گیری از کتب بهائیت؟

  2. سلام
    من هم با دوست موسوم به bahai موافقم. تمام مباحث از نتیجه گیری آغاز شده. بحث واقعی که از بدایت آن آغاز شده باشد نمیبینم. و نیز اصلا معلوم نیست عقلی است یا نقلی و امثالهم.

    • دوست عزيز، سلام
      از حضور دوباره شما خوشحاليم. كدام بحث از نتيجه گيري آغاز شده است؟
      آيا هيچ بحث استدلالي اي وجود ندارد…
      آيا هيچ حقيقتي وجود ندارد…
      آيا هيچ كدام از اين نقدها وارد نيست…

  3. سلام آیا این گفته درست است:
    در صورتی که کسی بچه دار نشود، و مشکل از ناحیه مرد باشد، می تواند از برادر بهائی خویش در این امر کمک گرفته، و ناموس خویش را در اختیار او قرار دهد

    • دوست عزیز، سلام در این باره می توانید به مقاله «ازدواج و طلاق و مهریه» مراجعه فرمایید:
      علی محمد باب در این باره می نویسد: «سید علی محمد باب در باب ۱۵ از یک ۸ بیان گفته است: بر هر شخصی واجب است، ازدواج کند، تا نسلی از او باقی بماند که موحد و خداپرست است، و باید در این راه جدیت نماید، و اگر ظاهر شود که در یک طرف مانعی از ظهور ثمره است، حلال می شود بر اینکه اذن بدهد بر دیگری تا به وسیله دیگری ایجاد ثمره کند، و جایز نیست ازدواج کردن با کسی که در دین «بیان» نیست.[۱] از این عبارت استفاده می شود که ازدواج برای بقاء نسل واجب است و اگر این امر حاصل نشود، زن می تواند در صورت بچه دار نشدن از شوهرش، با مرد دیگر آمیزش کند تا بچه دار شود.»
      برای دیدن سند مطلب می توانید به محل ذکر شده مراجعه فرمایید.

Leave a Reply

Your email address will not be published.


*