تحليل ادعاي بابيت علي محمد شيرازي (باب)

در عصر قاجار مردم (به ويژه پيروان شيخيه) به نزديکي ظهور اعتقاد داشتند.(۱) علي‌محمّد شيرازي (معروف به باب و مدعي بابيت و مهدويت در عصر قاجار) با سوء استفاده از اين باور و نگارش تفسير سوره يوسف، آن را به مهدي موعود (عجل الله تعالي فرجه الشريف) نسبت داد تا حجت الهي در حق وي باشد: «اللهُ قَد قَدَّرَ أن يخرُجَ ذلِکَ الکِتابَ في تَفسيرِ أحسَنِ القَصَصِ مِن عِندِ مُحَمَّدِ ابنِ الحَسَنِ ابنِ ‏عَلي ابنِ مُحَمَّدِ ابنِ عَلي ابنِ مُوسَي ابنِ جَعفَرِ ابنِ مُحَمَّد ابنِ عَلي ابنِ الحُسَينِ ابنِ عَلي بنِ أبي طالِبٍ ‏عَلي عَبدِهِ لِيکُونَ حُجَّةَ اللهِ مِن عِندِ الذِّکرِ عَلَي العالَمينَ بَليغاً».(۲) مراد از محمّد بن الحسن در اين نوشته، مهدي موعود (حجت بن الحسن عسکري عجل الله تعالي فرجه الشريف) است و مراد از الذکر، خود علي‌محمّد شيرازي است که در آن هنگام ادعاي ذکريت داشت.

او در اين کتاب، به بابيت خود براي امام عصر (عجل الله تعالي فرجه الشريف) اشاره مي‌کند: «يا ايها الملأ انا باب امامکم المنتظر».(۳) و در جاي ديگري مي‌نويسد: «فما هو الا عبد الله و باب بقيه الله موليکم الحق».(۴) وي با ادعاي بابيت، قتل و جهاد با مخالفان را براي آماده‌سازي ظهور مهدي موعود (عجل الله تعالي فرجه) واجب مي‌کند.(۵)

علي‌محمّد در بسياري از آثار خود، با تصريح به وجود مهدي موعود (عجل الله تعالي فرجه الشريف) از بابيت خود براي آن حضرت سخن رانده است که براي نمونه مي‌توان به کتاب‌هاي احسن القصص (شرح سوره يوسف) و صحيفه بين‌الحرمين وي مراجعه کرد يا نوشته‌هاي بابيان و بهائياني را خواند که به اين موضوع پرداخته‌اند.

علي‌محمّد شيرازي در سال ۱۲۶۱ق با نوشتن رساله «خصائل سبعه» و رساندن آن به دست ملاصادق خراساني، از ادعاي بابيت خود پرده برداشت. وي در اين نامه از وجوب افزودن جمله «اشهد أن علياً قبل نبيل(۶) باب بقيه الله»(۷) به اذان نماز جمعه سخن گفته بود(۸) که گوياي اعلام عمومي ادعاي بابيت وي است.

عباس افندي (ملقب به عبدالبهاء، فرزند و جانشين حسين علي نوري ملقب به بهاء الله) درباره معناي بابيت مي‌نويسد: «آغاز گفتار نمود و مقام  بابيّت اظهار و از کلمه بابيت مراد او چنان بود که من واسطه فيوضات از شخص بزرگواري هستم که هنوز در پس پرده عزتست و دارنده کمالات بي حصر و حد به اراده او متحرکم و به حبل ولايتش متمسک و در نخستين کتابي که در تفسير سورهء يوسف مرقوم نموده، در جميع مواضع آن خطاب‌هائي به آن شخص غايب که از او مستفيد و مستفيض بوده، نموده و استمداد در تمهيد مبادي خويش جسته و تمنّاي فداي جان در سبيل محبّتش نموده، از جمله اين عبارت است: يا بقيّة اللّه قد فديت بکلّي لک و رضيت السّبّ في سبيلک و ما تمنّيت الّا القتل في محبّتک و کفي باللّه العليّ معتصماً قديماً. و همچنين  تأليفات کثيره در شرح و تفسير آيات قرانيّه و خطب و مناجات عربيّه نموده  تشويق و تحريص بانتظار طلوع آن شخص کرده و اين کتب را صحائف الهاميّه و کلام فطري ناميده».(۹)

علي‌محمّد شيرازي از سال ۱۲۶۰ تا ۱۲۶۴ قمري از ادعاي ذکريت و بابيت فراتر نرفته بود. او هنگامي  كه حروف حي را براي تبليغ مي‌فرستاد، از آنان خواست كه اسم و رسم او را براي كسي آشكار نسازند و او را تنها «باب موعود» معرفي كنند: «در حين تبليغ فقط بگوئيد که باب موعود ظاهر شده دليلش قاطع است و برهانش متين و کامل هر که به او مؤمن شود به جميع انبياء و رسل مؤمن است و هر که او را انکار نمايد به انکار جميع پرداخته است.» (۱۱)

وي براي نخستين مرتبه در شعبان سال ۱۲۶۴ قمري بود که ادعاي قائميت و مهدويت خود را در تبريز آشکار ساخت (۱۲) و در ميان علماي تبريز گفت: «منم آن كسي كه هزار سال مي‌باشد كه منتظر آن مي‌باشيد.»(۱۳) از اين‌رو آيتي در گزارش‌هاي خود مي‌نويسد: «مريدان علي‌محمّد در شورش‌قلعه طبرسي مازندران و شورش زنجان (در سال‌هاي ۱۲۶۴ – ۱۲۶۷ قمري) از مسلماني دم مي‌زدند و نماز مي‌گزاردند و از بابيت علي‌محمّد شيرازي جانبداري مي‌کردند.»(۱۴)

بابيان ديروز و بهائيان امروز هميشه علي‌محمّد شيرازي را «باب» خوانده‌اند(۱۵) و با اين عنوان برايش کتاب نوشته‌اند.(۱۶) بر اين اساس او در ميان پيروان خود نيز به عنوان مهدي موعود شناخته نشده و نمي‌شود.

علي‌محمد شيرازي نخست خود را باب مهدي موعود (عجل الله تعالي فرجه الشريف) و واسطه ميان امام و مردم خواند؛ ليکن اين ادعا بر اساس توقيع شريفي که از سوي امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) پيش از وفات علي بن محمّد سمري صادر شده است، تکذيب مي‌شود، زيرا آن حضرت هر کس را که پيش از خروج سفياني و صيحه آسماني ادعاي مشاهده کند، کذاب و مفتر مي‌خواند: «فمن ادعي المشاهده قبل خروج السفياني و الصيحة فهو کذاب مفتر».(۱۰)

ادعاي بابيت علي‌محمّد شيرازي ريشه در جريان‌هاي انشعابي و انحرافي پيش از وي دارد كه در نوشته‌هاي آينده به آن‌ها خواهيم پرداخت.

پانوشت
۱. بهاء الله و عصر جديد، ص ۲۲.
۲. احسن القصص، ص ۱.
۳. همان: ۲۰۰.
۴. همان: ۹۴.
۵. همان: ۹۴ و ۳۵۰ – ۳۵۳.
۶. نبيل به حساب ابجد برابر با لفظ «محمّد» است، از اين رو مراد از «علياً قبل النبيل» علي‌محمّد شيرازي است.
۷. اين عبارت را علي‌محمّد فيضي چنين آورده است: «اشهد ان علياً قبل محمّد عبد بقيه الله». (حضرت نقطه اولي، ص ۱۵۳)
۸. مطالع الانوار، ص ۱۲۲.
۹. مقاله شخصي سياح، ص ۲.
۱۰. الاحتجاج علي اهل اللجاج، ج ۲، ص ۴۷۸.
۱۱. مطالع الانوار، ص ۷۶.
۱۲. قرن بديع، ص ۹۹؛ حضرت نقطه اولي، ص ۲۸۶ – ۲۹۹.
۱۳. نقطه الكاف، ص ۱۳۵.
۱۴. الكواكب الدريه في مآثر البهائيه، ص ۱۶۳ و ۱۹۵.
۱۵. حضرت نقطه اولي، ص ۱۴۲.
۱۶. كتاب حضرت باب، نوشته نصرت الله محمّدحسيني است.

برگرفته از مقاله ««بررسی و تحلیلی بر پیشینه ادعاهای بابیت و مهدویت علی محمد باب و رابطه آن با جریانهای باطنی شیعه» است كه به قلم محمّد علي پرهيزگار در شماره ۵۳ فصلنامه علمي – پژوهشي انتظار موعود منتشر شده است.

پيگيري مقالات در تلگرام با كليك روي آدرس زير:

https://telegram.me/bahaiat_net

https://telegram.me/joinchat/BkW_SUFwlMXotBYfp0OE7A

Be the first to comment

Leave a Reply

Your email address will not be published.


*