هدف و دليل بعثت انبياء

در این مقاله خواهیم دانست که: چرا خدای حکیم باید پیامبرانی را برای هدایت بشر بفرستد؟

۱. هدف دار بودن آفرینش
پس از آن که از راه آثار و نشانه های خدای متعال به عظمت و قدرت او پی بردیم، باید به این نکته توجه کنیم که هیچ انسان عاقلی، ساختمان یا وسیله ای بسیار دقیق و پیچیده را بی هدف نمی سازد؛ بلکه از ساختن آن هدف معینی دارد، حال این کلام درباره خدای سبحان ضروری تر است، زیرا خدای دانا، آفریننده بشر و آسمان ها و زمین و همه موجوداتی است که در آسمان ها و زمین هستند و از آن جا که او دارای علم و قدرت و حکمت بی نهایت است، ممکن نیست که ذره ای را در دنیا بی هدف آفریده باشد، از همین جا در می یابیم که آفرینش انسان هم بی هدف نبوده و انسان می بایست همواره هدف خود را با هدف آفرینش و آفریدگارش همسو کند.حال که انسان در زندگی باید هدف دار باشد، می بایست  به گونه ای با آفریننده خود در تماس نزدیک باشد تا بتواند نظرات خالق خود را دریافت کند؛ اما از آن جا که بشر موجودی مادی و محدود است و خدا موجودی غیر مادی و نامحدود و هرگز نمی شود او را دید و لمس کرد، پس لازم است که خدای سبحان واسطه هایی را بین خود و مردم داشته باشد تا پیام ها و دستورات او را به مردم رسانده و انسان ها بتوانند در جهت اهداف آفریدگار، برنامه های خود را تنظیم کرده و به وظایف خود عمل کنند.

۲. نیاز به بهترین برنامه تکامل
هر انسانی خود را دوست دارد و همواره می خواهد از هر آن چه برایش مضر است، دوری کند و هر چه برایش مفید است، به کار بندد؛ لیکن از آن جا که پس از گذشت هزاران سال از خلقتش هنوز بطور کامل خود را نشناخته و بسیاری از زوایای روح و جسم او برایش مجهول است، نمی تواند همه ضررها و منافع خویش را تشخیص دهد، بر این اساس می بایست کسی که انسان را آفریده، بهترین برنامه زندگی را برای تکامل او بفرستد و این کار نیاز به ارسال رسل (فرستادن پیامبران) دارد.

۳. عمل به خواسته های آفریدگار
پس از آن که دانستیم که: این جهان خالقی دانا و توانا دارد، در می یابیم که او از کارهایی خشنود می شود و از کارهایی نا راضی؛ بر این اساس خدای سبحان نسبت به اعمال بندگانش بی تفاوت نیست. پس عقل حکم می کند که برای شکر نعمت های بیکران او، کارهایی را که دوست دارد، بشناسیم و به کار بندیم و کارهایی را که نمی پسندد، بشناسیم و ترک کنیم.
از این رو لازم است که خدای یکتا پیامبرانی را بفرستد تا بشر را از خواسته هایش آگاه سازند.

۴. اتمام حجت برای انسان ها در روز قیامت
یکی از اصول دین اسلام، معاد است. معاد به معنای بازگشت انسان ها در روز قیامت است که به همه کارهای نیک و بد آن ها رسیدگی می شود.
با توجه به اصل معاد، اگر خدای سبحان در دنیا پیامبرانی را برای هدایت و راهنمایی بشر نفرستد، در روز قیامت نمی تواند آن ها را در برابر خطرها و زشتی ها بازخواست و محاکمه کند، هر چند خطاهای بسیاری را مرتکب شده باشند، زیرا انسان ها در آن روز به خدا می گویند: تو ما را در دنیا راه نمایی نکردی، ما نیز حق را از باطل نشناختیم؛ لیکن پس از آن که خدا پیامبرانی را برای هدایت بشر فرستاد، هیچ انسانی در روز قیامت نمی تواند چنین بهانه ای را بیاورد و حجت و دلیل بر همه انسان ها تما است.
قرآن مجید در آیه ۸ سوره ملک، جریان گفت و گوی نگهبانان دوزخ و دوزخیان را چنین بیان می کند: «در روز قیامت، هر زمان که گروهی به دوزخ افکنده می شوند، نگهبانان دوزخ از آن می پرسند که: آیا پیامبری برای شما نیامده بود؟ دوزخیان پاسخ می دهند که: آری پیامبری آمده بود، لیکن ما نسبت دروغ به او دادیم و گفتیم که خداوند چیزی فرونفرستاده است.» در این آیه می بینیم که دوزخیان، خود به گناه خود اعتراف می کنند و عذر و بهانه ای ندارند.

۵. نیاز به قانون در جامعه انسانی:
زندگی اجتماعی، بزرگترین امتیاز زندگی انسان ها است که سبب همه پیشرفت های آنان می شود؛ اگر انسان ها از یکدیگر جدا بودند و از نتایج تجربیات گذشتگان خود استفاده نمی کردند و کارها را در بین خود تقسیم نمی کردند، هرگز تا این اندازه که امروز پیشرفت کرده اند، پیشرفت نمی کردند. امروزه که یک ماهواره به خارج از جوّ زمین فرستاده می شود و بر سطح سیاره ای دیگر می نشیند و تحقیقات علمی می کند، حاصل تلاش هزاران دانشمند در طول سالیان دراز است؛ همچنین یک جراحی بسیار دقیق قلب یا مغز حاصل تلاش شبانه روزی ده ها دانشمند و پزشک متخصص است که در زمان گذشته یا حال  زندگی می کنند؛ اگر کمی بیشتر در زندگی هر روزمان دقت کنیم، در می یابیم که اصلا انسان ها نمی توانند تنها زندگی کنند، زیرا هر کس احتیاج به ثمره و نتیجه کار دیگران دارد و هر انسانی برای ادامه حیات، ناگریز از زندگی اجتماعی است و در این زندگی اجتماعی، نیاز به قوانینی دارد تا هر کس بتواند بدون تجاوز به حقوق دیگران، به زندگی خود ادامه دهد، پس تا این جا، برای ما روشن شد که انسان موجودی اجتماعی است و برای زندگی خود به قانون و مقررات نیاز دارد، حال ببینیم چه کسی بهترین قانون گذار است:

بهترین قانون گذار برای جامعه انسانی
قانون گذاری که می خواهد بهترین قانون را برای انسان ها بگذارد، باید دارای صفات زیر باشد:
۱. باید انسان ها را به طور کامل از نظر جسمی و روحی بشناسد.
۲. همه رویدادهایی را که ممکن است در آینده برای انسان را رخ دهد، به خوبی بشناسد.
۳. باید از هرگونه خطا و اشتباهی محفوظ باشد.
۴. هیچ گونه منفعتی در جامعه نداشته باشد تا به هنگام قانون گذاری، فکرش متوجه منافع خود یا بستگانش نباشد.
۵. قانون گذار نباید از هیچ گونه قدرت برتری بترسد.
اگر بار دیگر به هر یک از شرایط فوق دقت کنیم، در می یابیم که چنین قانون گذاری در بین انسان ها وجود ندارد و به این نتیجه می رسیم که بهترین قانون گذار، تنها خداست، زیرا خودش انسان ها را آفریده و آن ها به طور کامل می شناسد و تمام حوادث و اتفاقات آینده آنان را می داند و هیچ گونه منفعتی در جامعه ندارد و از هیچ قدرت برتری نمی ترسد؛ پس خدایی که بشر برای پیمودن راه تکامل آفریده است، باید کسانی را برای هدایت بشر بفرستد تا قوانینی آسمانی را در اختیار آنان قرار داده و آنها، قوانین را اجرا کنند.

Be the first to comment

Leave a Reply

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


*