پيامبري كه سنت انبياء را شكست؟

سنت پيامبران الاهي بر اين بوده است كه به زبان قوم خود سخن گفته و كتاب بياورند؛ ولي حسین علی نوري و مرشدش (سید باب) كه از پيام آوران قرون جديد ناميده مي شوند، از اين سنت و قاعده الاهي پيروي نكرده اند.
البته تقصیر از میرزای بهاء نیست، چون او مقلدی بیش نبود و نخست سید علی محمد باب کتاب خود را به زبان عربی نگاشت و میرزا حسینعلی با تقلید از کتاب «بیان» سید باب، به تحریر اقدس و … به زبان عربی پرداخت؛ غافل از آن که کتاب هر پیامبری به زبان همان قوم است و آنان مدعی بوده و هستند که برای ایرانیان مبعوث شده اند.

جناب باب و آقاي بهاء مدعي بودند كه پيامبر ايرانيان و فارسي زبان بوده اند؛ ليكن با كتابي كه آوردند، اين ادعاي خود را نقض مي كنند. كتاب ايشان به زبان عربي است. آيا عربي بودن به اين معنا نيست كه ايشان پيامبر عرب زبانان هستند نه فارسي زبانان؟
به نظر شما، اگر شخض فارسي نزد يك عرب زبان برود و با او به فارسي صحبت عرب زبان از صحبت او چيزي متوجه مي شود، هر چند مطالب آن شخص فارس بسيار مفيد و ارزنده باشد. اگر من الان براي شما كه مخاطبان فارس زبان من هستيد، يا حداقل اينكه فارسي را مي دانيد به زباني بنويسم كه آن را متوجه نمي شويد و بگويم اين نوشته براي شما است، چه فايده اي دارد؟ چيزي را برايتان انتخاب كرده ام كه هيچ منفعتي به شما نمي رساند. مثل آن است كه كتاب فارسي را به عرب زبان و كتاب عربي را به فارس زبان بدهند و بگويند اين كتاب هدايت توست، از آن بهره ببر و با آن هدايت شو!

به نظر شما، آيا اين كار خلافت حكمت ارسال رسل و بعثت انبيا الاهي نيست؟
آيا خدا پيامبران را جز براي اين فرستاده است كه بشر را هدايت كنند و راه را از بي راهه به آنان نشان دهند؟ پس اينكه شخصي بيايد و مقدماتي ترين وسيله ارتباطي يعني زبان گفتاري قوم را نداند يا به آن صحبت نكند، چه سودي در هدايت دارد؟
آيا فرستادن چنين شخصي از سوي خدا، كار عبث و بيهوده اي نيست؟ مگر ما معتقد نيستيم كه كار عبث و بيهوده با حكمت و دانايي و قدرت الاهي سازگار نيست؟
امام علي عليه السلام مي فرمايد: بعثت انبياء و ارسال رسولان امر عبث و بيهوده نبوده و نازل كردن كتاب آسمانى كار لغو و مهملى نيست. خدا خلق آسمانها و زمين و مخلوقات ديگر را باطل و بى‏فائده نيافريد.۱
خدا در قرآن كريم مي فرمايد: «يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْديهِمْ»۲ يا «وَ مَكَرُوا وَ مَكَرَ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَيْرُ الْماكِرين؛ نقشه كشيدند؛ و خداوند(بر حفظ او و آيينش،) چاره‏جويى كرد؛ و خداوند، بهترين چاره‏جويان است».۳

از قرآن سخن گفتيم، شايد كسي از ما بپرسد: قرآن عربي است و شما فارس، همان اشكال بر شما نيز وارد است!
در پاسخ بايد بگوييم: نخستين مخاطبان قرآن، عرب زبانان بودند و پس از گسترش اسلام، بقيه جهانيان به اسلام گرويدند و مخاطبان صدر اسلام، همه عرب زبان بودند. خدا نمي توانست كتابي را به پيامبر خاتم بدهد كه با زبان قومش سازگار نباشد، از اين رو قرآن را به زبان عربي نازل كرد تا پيامبر بتواند هدايت بشر را با قوم خود كه عرب زبان بودند، آغاز كند.

پانوشت:
۱. الاحتجاج، ج ۱، ص ۲۰۸.
۱.سوره فتح، آيه ۱۰.
۲. سوره آل عمران، آيه ۵۴.

10 Comments on پيامبري كه سنت انبياء را شكست؟

  1. سلام
    آنچه گفتید تا دین اسلام بوده اما اگر همین دو زبانه گفتن را حضرت محمد انجام داده بودند میگفتید این هم یکی دیگر از معجزات حضرت که عرب بود اما مثلا به فارسی هم تکلم کرد.
    در ثانی هرگز تعدی نداده بودند که اصلا به غیر زبان قوم خود سخن نگویند. جایی این تعهد را دیده اید. هر آنچه به ذهن من و شما رسد حتمیت و قطعیت ندارد. اصلا چرا همگی کتب قبل به زبان آرامی و عبرانی بوده اما اسلام به عربی؟ اینکه نشد دلیل. زبان سنت بشریست وگرنه حق به تمامی زبانها گویاست. در ضمن اگر پیامبری به زبانی نادر هم سخن گوید این بشر است که باید تشنه شنیدن باشد و تمام سعی خود را در فهم آن زبان به خرج دهد. شما قطعات زیادی در دست دارید اما هرگز آنها را متصل نمیکنید تا ببینید ایا همه آن قطعات به یک وسیله متعلق است یا نه کجا ناقص است و باید تهیه شود. کل این مطلب سلیقه شماست نه تضمین حضرت حق.
    بدرود

    • علیکم السلام
      ما تنها یک پرسش از شما داریم، اگر الان من این مطلبی را که می نویسم، به زبان هندو باشد، شما چیزی از آن متوجه می شوید یا نه؟
      البته دوست عزیز جهت اطلاع عرض می کنم که امیرمؤمنان علی علیه السلام و دیگر ائمه علیهم السلام هم زبان های دیگر را متوجه می شدند و گاهی سخن می گفتند، حتی زبان حیوانات را نیز چون حضرت سلیمان متوجه می شدند، چون این دانستن یک نوع امتیاز و برتری است،اما این نکته که مخاطب باید زبان گوینده را بداند، عقلی است و نیاز به تعهد ندارد. دانستن زبان دیگر نباید سبب نشود که با مردم به زبانی سخن بگویند که مردم آن را متوجه نمی شوند. اگر چنین می کردند، مردم مانند انسانهای ناشنوایی می شدند که هیچ چیز را نمی شنون.به نظر شماشنیدنی که متوجه نشوی تفاوتی با نشنیدن دارد؟
      در مخاطب شناسی می گویند برای هر کس باید به اندازه فهم او سخن گفت، برای کودک به زبان کودک، برای جوان به زبان جوان و …
      نمی توان سخنی که مورد نیاز سالمند است را برای کودک گفت و آن چه نیاز کودک را بر می آورد برای پیر گفت چون این گونه نیاز هیچ یک بر آورده نمی شود، چه رسد که نیاز انسان را به زبانی بگویی که متوجه هم نمی شود.

      این که کتابهای پیشین به زبان عبرانی و … بوده، روشن است و دلیل نمی خواهد، زیرا قومی که آن کتاب برایشان نازل شده است، عبری زبان بوده اند و حکمت خدای حکیم اقتضا می کند که کتاب هر قومی را به زبان قومش نازل کند، چون خدا دانا و حکیم است و می داند که این کتاب آیین زندگی این قوم است، اگر به زبانی باشد که متوجه نمی شوند، فرستادن کتاب بیهوده و عبث خواهد می شود…

      ما نمی گوییم خدا زبانها را نمی داند، بلکه معتقدیم در قنوت نماز و هنگام دعا هر کس می تواند به زبان خود، هر آن چه می خواهد از خدا بخواهد ولی بحث سر این است که خدا هم نیاز انسان را به زبان خود او برایش پاسخ می گوید نه زبانی دیگر…

      فرمودید که (اگر پیامبری به زبانی نادر هم سخن گوید این بشر است که باید تشنه شنیدن باشد)، بله درست است، البته اگر در میان قوم نادری باشد، باید به آن زبان نادر سخن بگوید و بقیه هم برای بهره مندی سعی خود را به کار بندند، لیکن خدای سبحان پیوسته پیامبران خود را برای هدایت عموم بشر فرستاده از این رو آنان در میان اقوام بزرگ مبعوث شده اند، شما پیامبری را سراغ دارید که در میان اقوام نادر مبعوث شده باشد…

      شما که می فرمایید (شما قطعات زیادی در دست دارید اما هرگز آنها را متصل نمیکنید تا ببینید ایا همه آن قطعات به یک وسیله متعلق است)، این قطعات را به هم متصل فرمایید و بفرمایید ما چه وسیله ای را از دست داده ایم؟؟؟

      آیا نوشته های ما غیر عقلانی و بی خردانه است؟ کجا و به چه دلیل؟
      در پناه هدایت الاهی…

      • سلام
        اگر شما به هندو بیان کنید مخاطبی را که به او نیاز دارید از دست میدهید اما خدا به ما نیازی ندارد و بالعکس است. دوم آنکه اثار بابی و بهائی تنها به عربی نیست. ثالثا اعراب بزرگترین قوم نبودند بلکه اخرب بلاد زمین شده بود. و نیز در زمان قاجار زبان تکلم فارسی و زبان علم و فلسفه عربی بوده پس مشکل ما تا اینجا حل شد به زبان هر دو مورد اثر دارند نهایتا اینها دلایل ناقصی است این همان مطلب قطعات است. باز هم عرض میکنم پیامبر تعهدی به ما نداده که حتما به زبان قوم خود سخن گوید. اول باید بفهمیم کسی پیامبر هست یا نه بعد او را ملاک صحت یا سقم زمان خود قرار دهیم نه آنکه بالعکس عمل کنیم.
        شما یک جا از سن بلوغ میگوئید جواب بگیرید یا نه از زبان و …
        اما اگر تمامی اینها را به هم بچسبانیم میبینیم عقیده موجود در عمل تا کنون عامل هیچ دردسر مستندی نیست. تا حالا در اخبار رسمی جمهوری اسلامی از بهائی بسیار کم شنیده شده. مگر چند مورد مثلا انکار حکم اعدام روح الله روحانی در مشهد اواخر دهه هفتاد یا ادعای اخیر شبکه بهائی ماهواره ای حامی امریکا و …
        اما تا کنون حتی یک بهائی زنده را در تلویزیون ندیده ام یا مصاحبه با یک بهائی مشخص در تلویزیون یا روزنامه یا … یا مثلا برنامه ماه عسل یک تنه به قاضی رفت و فقط سه خارج شده از بهائیت را نشان داد اما بهائی را نه. اینها یا اجنه هستند و بسم الله محوشان میکند یا یک کفه ترازوی عدالت میلنگد. قبل انقلاب میگفتند استعمار از آنها دفاع کرده حالا دلیلش چیست.
        حالا نچسب بودن قطعاتی که عرض کردم بهتر حس میشود. قطعاتی که همگی معیوبند نمیتواند یک وسیله بی نقص بسازد.
        بدرود

        • دوست عزیز، خدا به ما نیاز ندارد، درست، ولی آیا این که نیاز ندارد به این معناست که کار عبث و بیهود انجام دهد؟ فرستادن پیامبری که حتی قدرت ارتباط گرفتن با مردم را ندارد، کار عبث و بیهوده است!
          عمده آثار بهائی، یا اصلا نه کتابی که ادعا می کنند کتاب هدایتشان است، که عربی هست.
          کاری به بزرگترین قوم یا اخرب بلاد بودن نداریم، کتابشان به عربی است، چون پیامبرشان برای آنان مبعوث شده بود.
          فرمودید: در زمان قاجار زبان تکلم فارسی و زبان علم و فلسفه عربی بوده پس مشکل ما تا اینجا حل شد به زبان هر دو مورد اثر دارند نهایتا اینها دلایل ناقصی است این همان مطلب قطعات است. باز هم عرض میکنم پیامبر تعهدی به ما نداده که حتما به زبان قوم خود سخن گوید. اول باید بفهمیم کسی پیامبر هست یا نه بعد او را ملاک صحت یا سقم زمان خود قرار دهیم نه آنکه بالعکس عمل کنیم.
          دوست عزیز زبان تکلم قوم مراد است نه زبان علم و فلسفه؛ مگر چند درصد مردم اصلا می دانستند فلسفه چیست؟ دوست عزیز ما نمی توانیم بگوییم که پیامبر تنها می آید که عالمان و فیلسوفان را هدایت کند، مگر بی سوادها و … مردم نیاز به هدایت ندارند، مگر قرار نیست که پیامبر بیایید همه را هدایت کند، پس اگر به زبان علمی و فلسفی سخن بگوید، هدایتش مخصوص عالمان و فیسوفان می شود؟ آیا جز این است؟ آیا جز این است که فلسفه بعثت پیامبران و ارسال رسل، هدایت عموم مردم است نه عده اندکی عالم و فیلسوف.
          سخن شما خود ضد فلسفه بعثت انبیاست و متناقض با آن، چون می گویید پیامبرتان به زبان عالمان و فیلسوفان سخن گفته است، پس دوست عزیز، پیامبرتان خلاف بعثت انبیا سخن گفته است، چون پیامبران خود را معلم همه بشر می دانستند نه عده اندکی از علما و …
          هر چیز بدیهی نیاز به تعهد ندارد، اینکه شما سر کلاسی بروید که هیچ کس زبان شما را متوجه نشود، نیاز به تعهد ندارد، زیرا عقل حکم می کند شما در کلاسی حاضر شوید که شاگردان شما، زبان تکلم شما را متوجه شوند و بتوانند از آن بهره مند گردند… جز این است؟
          پس مشکل حل نشد، سر جاشه!
          فرمودید: اول باید بفهمیم کسی پیامبر هست یا نه بعد او را ملاک صحت یا سقم زمان خود قرار دهیم نه آنکه بالعکس عمل کنیم.؛ خوب جناب حسینعلی نوری پیامبر هست یا نه؟
          جمله: شما یک جا از سن بلوغ میگوئید جواب بگیرید یا نه از زبان و … یعنی چی؟
          فرمودید: اما اگر تمامی اینها را به هم بچسبانیم میبینیم عقیده موجود در عمل تا کنون عامل هیچ دردسر مستندی نیست.، تفسیر شما از درد سر چیست؟ چه چیز باید رخ می داد که نداده؟
          مباحث نشان دادن یا ندادن بهائیان در رسانه چه ربطی به بحث علمی ما دارد، ما اول بیاییم همین که پیامبر بهائیان به زبان قومشان سخن نگفته را حل کنیم، بعد به نکات دیگر می پردازیم، البته اگر مخالف عقاید و تعالیم بهائیت نباشد، چون دخالت بهائیان در سیاست ممنوع است! به نظر شما سخن از عملکرد دولتها یک امر سیاسی نیست؟!

          • سلام
            زبان قوم مد نظر شماست نه خداوند. اولا هیچ دلیل نقلی برای این سنت ندارید. دارید؟ ثانیا مردم از سالها قبل آن هم باید عربی میدانستند کسی هم در از اینکه زبان اقدس یا کتب دیگر را نمیفهمد شاکی نشده. به گفته ادوارد براون دو سوم (در عمل یک سوم قابل قبول محققین است) ایران بابی شدند. چون نفهمیدند چه گفته دین خود را رها کردند؟ ابن سینا و بسیاری دیگر هم به عربی میگفتند اما برای ایران و ایرانی.
            ثالثا دین جهانی است مابقی مردم جهان چه میکنند؟ اینها تنها برای حجیم کردن بحث است. چیزی به دلایل راستین اضافه نمیکند. شما هم ردیه ها را متحول کرده ای. این نشان میدهد بخشهای زیادی از فکر خودت یا کسی است که جدیدا اینها را به اشکالات می افزاید. آنها که ردیه می نویسند سالها تلاش میکنند.
            در ضمن اگر سید باب فقط فارسی میگفت خود شما میگفتی “هه هه عجب قائم برحقیست که اصلا عربی بلد نیست”
            بدرود

          • سلام دوست عزیز
            مگر خدا هم زبان دارد؟ این سخن شما به این معنا نیست که خدا به زبانی با ما سخن می گوید و نسبت به سایر زبانها جاهل است؟
            ما در یکی از مقالاتمان به این نکته اشاره کردیم که همه جا نقل وجود ندارد، برخی موارد پیامبر درونی یعنی همان عقل است که گره از کار باز می کند.
            فرموید که : مردم از سالها قبل باید عربی می دانستند، شما این باید را از کجا آورده اید؟
            اولا که شما از کجا می گویید که کسی شاکی نبوده است؟
            دوما که خودتان دارید می گوید: کسی هم از اینکه زبان اقدس یا کتب دیگر را نمیفهمد، پس خود شما هم قبول دارید که بسیاری بودند که زبان اقدس که به قول شما کتاب آسمانی بهائیان است را نفهمیده اند، پس این کتابی که پیروانش بهره ای از آن نمی برند و آن را نمی فهمند، چه خاصیتی برای پیروانش دارد؟
            دوست عزیز اولا که ادوارد برون چه کاره بودند؟
            ثانیا ایشان کجا چنین چیزی فرمودند؟
            ثالثا خودتون می فرمایید که وقتی نفهمیدن که باب چه گفته رها کردند؟ آیا این خلاف حکمت الاهی و ارسال رسل نیست که کسانی که به قول شما به باب ایمان آوردند، از ایمان خود به خاطر آن که نفهمیدند او چه گفته باز گردند؟ مگر نه این است که پیامبر و امام باید برای هدایت بیایند، اگر مردم نفهمند آنان چه می گویند، آمدن آنان چه خاصیتی دارد؟
            دوست عزیز، ابن سینا و … اولا که پیامبر و امام نبودند، ثانیا در میان چه کسانی در میان فارسی زبانان یا ایرانیان عرب زبان…

            گفتید بقیه مردم جهان چه کنند، بله درست است، من با شما به انگلیسی سخن بگویم که دیگران که انگلیسی زبانند، بتوانند بفهمند که بحثمان در چه زمینه ای است، حال شما فهمیدید یا نه، مهم نیست! این کار درست است؟ باب و بها در میان قوم فارس زبان و برای قوم فارس زبان، عربی نوشته و گفته اند که جهانی باشند، این چه فایده ای برای ایرانیان داشته است؟ تازه مگر همه جهانیان عربند، فارس و ترک و انگلیسی و آلمانی و .. چه، چرا آنان محروم شدند؟ پس باید به همه این زبان ها سخن می گفتند، نه؟
            راستی دوست عزیز، عربی بلد نبودن، از عربی ای که غلط باشد و اعرابش رعایت نشود، بهتر نیست؟؟؟؟

    • سلام عليكم
      پيامبران سنت الاهي دارند؛ ليكن از آن جهت كه همه آنان اين سنت الاهي را به كار مي بندند و عصمتشان اجازه نمي دهد كه بر خلاف آن رفتار كنند، اين سنت ها از باب مجاز، به آنان نسبت داده مي شود.

      • سلام
        مساله همین سنت الهی است. وقتی مینویسید سنت انبیا حواس از سنت خدا پرت میشود. بعد هم در همه تعاریف شما رفتار پیامبر همان رفتار خداست اما خودش نه. وقتی موجودی به اعلی درجه لازم برسد متصل به همان مقام است فقط ذاتش مخلوق است و ذات خدا خالق. اگر پیامبری به دستور خدا احکام دین قبل را عوض کند که شکستن سنت الهی نیست. اگر تا زمان اسلام ادیان به یک زبان بودند دلیل نمیشود که خدا اجازه ندارد به دو زبان بگوید. آخرش شما خداوند را قادر و مختار میدانید یا قبولتان مشروط است؟ نا آنجا مختار و قادر است که خواست ما را انجام دهد؟؟
        خدانگهدار

        • دوست عزیز سلام علیکم
          دوست عزیز، ما می گوییم که پیامبر الاهی به خواست خدا، می تواند کارهایی را که دیگران از انجام آن نا توانند، انجام دهد؛ ولی این به معنای خدا بودن انبیا نیست، همانگونه که درباره حضرت یونس می خوانیم که خدا ایشان را برای آن که متوجه رفتارش کند، گرفتار شکم ماهی کرد، اگر او خدا بود، نباید گرفتار می شد.
          با توجه بر این نوشته شد، لازم شد که مقاله ای درباره اینکه پیامبران خدا نیستند، بنویسم که به زودی منتشر خواهد شد.
          بله اگر پیامبر به خواست خدا سنتی را تغییر دهد، سخن شما صحیح است، ولی باید برای این ادعای خود دلیل داشته باشد که پیامبرنماها هیچ دلیلی در این باره ارائه نکردند.
          ما برای خدا اجازه صادر نمی کنیم که به چه زبانی سخن بگوید، بلکه اجازه همه در دست اوست، البته خدا نیازی به زبانهای فارسی و عربی و … ندارد که با آنها سخن بگوید، او خالق زبان و … است.
          ما می گویم که خدا پیامبری را برای قوم فارس نمی فرستد که با قومش به زبان عربی سخن بگوید، چون این خلاف حکمت خداست که فردی را برای هدیت بشر بفرستد، که مردم به سبب آن که زبانش را نمی دانند، نتوانند از او بهره مند شوند. به نظر شما بعثت چنین پیامبر عاقلانه است؟

          خدا عالم و قادر و حی است و مرید و مدرک هم قدیم و ابدی، پس متکلم صادق

Leave a Reply

Your email address will not be published.


*