مغالطه بهائيت در راستاي پويانمايي

هر آيين، مذهب يا گروهي براي ادامه حيات مي بايست پويانمايي كند و خود را جاري نشان دهد، از اين رو به آنان جريان نيز گفته مي شود؛ بر اين اساس است كه گروهكهاي انحرافي نيز خود را زنده، در جريان و پويا نشان مي دهند تا از گردونه سلطه گري بر مردم بيرون رانده نشوند.

آنان نه تنها خود را در جريان و موفق نشان مي دهند، بلكه خود و باورهايشان را حقيقت خوانده و ديگران را باطل معرفي مي كنند و به ماندگاري خود استناد كرده و آن را دليل حقانيت خود مي شمارند؛ براي نمونه بهائيت، يك گروهك سياسي ـ اعتقادي است كه با طرح دليل تقرير (استدلال به ماندگاري) از حقانيت خود سخن مي گويد كه اگر بر حق نبوديم، نمي مانديم و از گردونه حذف مي شديم.

اين استدلال نيست، بلكه مغالطه است، زيرا اديان و مذاهب و فرق و گروهكهاي بسياري هستند كه علي رغم نسخ شدن يا باطل بودن، هنوز هم در جريانند و بعضاً پيروان بسياري دارند و حتي غالباً از خود بهائيت بيشتر و جالب است كه بهائيت نيز بر باطل بودن غالب آنان اذعان دارد؛ از جمله گوساله پرستي.

بنابر اين ماندگاري دليل بر حقانيت نيست كه اگر بود، گوساله پرستان نيز بر حق بودند؛ ثانياً اين استدلال ناكامي هاي بهائيت را پنهان نمي سازد، زيرا اين جريان ناكام، هر چند به زور حمايت هاي سياسي مستكبران، همچون محتضري است كه به زور دستگاههاي تفسي و … نفس مي كشد، ولي در حقيقت سالهاست كه مرده و تحرك خاصي ندارد و هر از چندگاهي همچون مهره هاي سوخته سياسي كه خودنمايي مي كنند، حرفي مي زند يا حركتي مي كند كه ابراز وجود كند؛ وگرنه نه پيروان چنداني دارد، نه حرفي براي گفتن و نه مكتب رو به جلو و پويا كه در مواقع ضرور، گره از مشكلات پيروان خود بگشايد.

همانگونه كه گذشت ماندگاري شيطان پرستان و گوساله پرستان و تعداد بسياري از منحرفان، از بهائيت بيشتر است و اين دليلي بر حقانيت نيست، از سويي اگر بهائيت يك آيين جهاني است و رسالتي عالم گير دارد با وجود ابزارهاي رسانه اي كه در اختيار دارد، چرا بعد از بيش از دو قرن، هنوز نتوانسته در سراسر اين كره خاكي آمار پيروان خود را به يك درصد برساند؟ آيا اين ناكامي و سكون بهائيت نيست؟

امروزه با وجود ابزارهاي رسانه اي و پيشرفت تكنولوژي، پيوسته از گوشه و كنار مدعياني سر بر مي آورند و نداي انا الحق سر مي دهند كه با بررسي سيره آنان روشن مي شود كه همگلي مقلدند و سعي دارند بر جاي حق ديگري تكيه بزنند. همه خود را منجي مي خوانند و از قيام سخن مي رانند؛ ولي پس از چند روز سر و صدا، خاموش مي شوند و آب از آب تكان نمي خورد؛ همچون طبل كه چون خالي است، صداي زيادي دارد…

ولي خالي از لطف نيست كه كمي به وجود اين همه مدعي بابيت و مهدويت و يماني و خراساني و … فكر كنيم. آيا جاعل، اسكناس هفتاد هزار توماني درست مي كند، روشن است كه نه، چون وجود خارجي ندارد؛ بنابراين وجود اين مدعيان دليل بر حقانيت موضوع مهدويت است و ما وظيفه داريم مهدي واقعي را بشناسيم و از اين مدعيان دروغين حذر كنيم.

Be the first to comment

Leave a Reply

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد


*


سه × 1 =